غزل · بیدل دهلوی
غزل شماره ۲۴۰۶ - تا کی غرور انجمن آرایی زبان...
1
تا کی غرور انجمن آرایی زبان
گردن مکش چو شمع به رعنایی زبان
2
خارج نوای ساز نفس چند زیستن
بر دل مبند تهمت رسوایی زبان
3
رمزی که درس مکتب آرام خامشی ست
نشکافت جستجوی معمایی زبان
4
پرواز آرمیدگی از بال می برد
ازگفتگو مخواه شکیبایی زبان
5
خونین دلان به دیده ی تر گفتگو کنند
محتاج نیست شیشه به گویایی زبان
6
دندان شکست گوهرکارش درستی است
نرمی همان حصار توانایی زبان
7
در محفل شعور بلایی نیافتیم
جانکاهتر ز صحبت غوغایی زبان
8
ای سست حرف ضبط نفس کن که همچو شمع
می دارد ازگداز تو مینایی زبان
9
هست از حباب و موج دلیلی که بحر هم
سر می دهد به باد سبکپایی زبان
10
اهل سخن غریب جهان حقیقتند
بایدگریست بر غم تنهایی زبان
11
هستیم بید ل از نسق دلفریب نظم
حیرت نگاه قافیه پیمایی زبان