کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۵۹ - چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن...

1

چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن

ز غرور دلایل بیخردی همه تیر خطا به نشانه زدن

2

تب و تاب قیامت و غلغل آن به حیا رها کن و قصه مخوان

حذر از نفسی که در اهل زمان رسد آتش دل به زبانه زدن

3

ز مزاج جهان غرور نفس غلط است نشاندن جوش هوس

که ز مزرع فتنه نمو نبرد سر و گردن خوشه و دانه زدن

4

همه گر تک و تاز جنون طلبی کشدت به وصول بساط غنا

چو طبیعت موج گهر نسزد ز محیط ادب به کرانه زدن

5

مژه از توقع کار جهان به هم آر و غبار هوس بنشان

. به کشودن چشم طمع نتوان صف حلقه به هر در خانه زدن

6

عقبات جهنم و رنج ابد نرسد به عذاب نفاق و حسد

تو امان طلب از در خلد و درآ به تغافل از اهل زمانه زدن

7

اگرم به فلک طلبد ز زمین وگرم به زمین فکند ز فلک

به قبول و اطاعت حکم قضا نتوان در عذر و بهانه زدن

8

دل عاشق و عجز مزاج گدا سر حسن و غرور دماغ جفا

من و آینه داری عرض وفا، تو و طره عربده شانه زدن

9

به دماغ تغیر ناز بتان ز خرابی بیدل ما چه زیان

که به کلفت طبع غنی نزند غم پینه به دلق گدا نزدن

متن شعر کپی شد.