کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۶۰ - نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدن...

1

نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدن

چو نفس جریده ماو من به هوس نوشتن و حک زدن

2

به بساط جرعه کشان تو، غم نقل و باده که می کشد

که توان ز حرف تبسمت به هزار پسته نمک زدن

3

چه ظهورگرد سپاه تو چه خفا تغافل جاه تو

به گشاد و بست نگاه تو در راز ملک و ملک زدن

4

به جهان رنگ فنا اثر غم امتحان دگر مبر

بر محرمان ستم است اگر زرگل رسد به محک زدن

5

تو شه قلمرو عزتی چه جنون ز طبع تو جوش زد

که درند جیب تعینت غم پینه بر کپنک زدن

6

ز مزاج پیچش خلق دون خجل است طعنه گر فنون

نشوی جراحت مرده را هوس آزمای کلک زدن

7

اثر دماغ رعونتت شده رنگ پستی دولتت

به کجاست گوشه زانویی که توان علم به فلک زدن

8

بگذر ز حاصل مدعا که به حکم فرصت بی بقا

چمن است بر سر زخم ما گل انتظار گزک زدن

9

پی وهم هرزه عنان مدو به سراب غرق گمان مشو

ز شنای بحر گمان مرو به خیال باطل حک زدن

10

حذرای حسود جنون حسب که به حکم آگهی ادب

مثلی که بیدل مازند به تو نیست کم ز کتک زدن

متن شعر کپی شد.