کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۶۴ - همعنان آهم آشوب جهان خواهم شدن...

1

همعنان آهم آشوب جهان خواهم شدن

پیرو اشکم محیط بیکران خواهم شدن

2

دل ز نیرنگ تغافل های او مایوس نیست

ناز می گویدکه آخر مهربان خواهم شدن

3

چون سحر زخمم سفارشنامه گلزار اوست

قاصد خون گر نباشد خود روان خواهم شدن

4

نرگسش را گر چنین با تیره روزان الفت است

بعد ازین چون مردمک یک سرمه دان خواهم شدن

5

پیش خورشیدش مرا از صبح بودن چاره نیست

هر کجا او ماه باشد من کتان خواهم شدن

6

من که از خود رفتنم دشوار می آید به چشم

محرم طرز خرام او چه سان خواهم شدن

7

دستگاه ناتوانان جز تظلم هیچ نیست

چون نفس بر خویش اگر بالم فغان خواهم شدن

8

بیدماغ فرصتم سودایی اقبال کیست

تا هما آید به پرواز استخوان خواهم شدن

9

خانه جمعیتم بی آفت وسواس نیست

تا کجاها خواب چشم پاسبان خواهم شدن

10

می کشم عمری ست بیدل خجلت نشو و نما

در عرق مانند شمع آخر نهان خواهم شدن

متن شعر کپی شد.