کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۱۰ - عرق دارد عنان احتیاج بی نقاب من...

1

عرق دارد عنان احتیاج بی نقاب من

ره صد دیر آتشخانه واکرده ست آب من

2

به هر مویم گداز دل رگ ابری دگر دارد

چو مژگان سیلها خفته ست در موج سراب من

3

ز علم حسرت دیدار بختی در نظر دارم

که گردد خامشی صور قیامت در جواب من

4

چو آن گوهر که بعد از گم شدن جویند در خاکش

پریشان گشت اجزای جهان در انتخاب من

5

به خود تا می گشایم چشم از شرم آب می گردم

تنکرویی ست پر بیگانه وضع حباب من

6

درین گلشن که شبنم کاری خجلت جنون دارد

گلم اما خیال رنگ می گیرد گلاب من

7

ز آتشخانه امکان میسر نیست وارستن

به رنگ شعله حیرانم چه می خواهد شتاب من

8

نمو در مزرعم پای به دامن خفته ای دارد

ترشح ریزه میناست در طبع سحاب من

9

ندانم در کمین انتظار کیستم یارب

ز بالین می دمد امشب پر پروانه خواب من

10

به بزم وصل نام هستی عاشق نمی گنجد

ز فکر سایه بگذر آفتاب است آفتاب من

11

به رنگ جوهر آیینه داغ حیرتم بیدل

نمی دانم چسان آسوده چندین پیچ و تاب من

متن شعر کپی شد.