کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۳۴ - عید نمای عید را ای تو هلال عید من...

1

عید نمای عید را ای تو هلال عید من

گوش بمال ماه را ای مه ناپدید من

2

بود من و فنای من خشم من و رضای من

صدق من و ریای من قفل من و کلید من

3

اصل من و سرشت من مسجد من کنشت من

دوزخ من بهشت من تازه من قدید من

4

جور کنی وفا بود درد دهی دوا بود

لایق تو کجا بود دیده جان و دید من

5

پیشتر از نهاد جان لطف تو داد داد جان

ای همگی مراد جان پس تو بدی مرید من

6

ای مه عید روی تو ای شب قدر موی تو

چون برسم بجوی تو پاک شود پلید من

7

جسم چو خانقاه جان فکرت ها چو صوفیان

حلقه زدند و در میان دل چو ابایزید من

8

دم نزم خمش کنم با همه رو ترش کنم

تا که بگوییم تویی حاضر و مستفید من

متن شعر کپی شد.