کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۳۲ - به هر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من...

1

به هر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من

سیاهی افکند در خانه خورشید داغ من

2

به بو یی زپن بهارم وا نشد آغوش استغنا

عیار شرم گیرید از تریهای دماغ من

3

به رنگ نشئه می رفته ام زین انجمن اما

همان خمیازه نقش پاست در یاران سراغ من

4

حباب اینجا عرق تا چند برروی هوا مالد

پری را از نگونی منفعل دارد ایاغ من

5

شبستانها درین دشت انجمن ساز جنون دیدم

سیاهی تا کجا افتاده است از روی داغ من

6

جهانی جستجویم دارد و من نیستم پیدا

نفس سوز ای هوس تا آتش افتد در سراغ من

7

غبار از خاک می بالم شرار از سنگ می جوشم

به هر صورت خیال او نمی خواهد فراغ من

8

تماشای بهار انشا خط نارسته ای دارم

هنوز از سایه قامت می کشد دیوار باغ من

9

ازین آب و هوا بیدل به رنگ غنچه مختل شد

مزاج بوی گل پرورده ناموس دماغ من

متن شعر کپی شد.