کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۸۶ - بسکه یاد قامتت بر باد داد اجزای سرو...

1

بسکه یاد قامتت بر باد داد اجزای سرو

ناله قمری شد آخر قدکشیدنهای سرو

2

چیدن دامن دربن گلشن گل آزادگی است

کیست تا فهمد زبان عافیت ایمای سرو

3

مطلب آزادگیها پر بلند افتاده است

عالمی خم شد به فکر بار ناپیدای سرو

4

باغبانان قدر آزادی ندانستند حیف

ناله بایستی درین گلشن نشاندن جای سرو

5

باده را در دامن مینا بهاری دیگر است

آب دارد آبرو تا می رود در پای سرو

6

شعله ادراک خاکسترکلاه افتاده است

نیست غیر از بال قمری پنبه مینای سرو

7

بسکه موزونان ز شرم قامتت گشتند آب

صورت فواره باید ربخت از اجزای سرو

8

اینقدر رعنا نمی بالد نهال این چمن

سایه نخل که افتاده ست بر بالای سرو

9

پای در زنجیر دورش گفتگو آزادگی

بیدل این سطر تکلف نیست جز انشای سرو

متن شعر کپی شد.