کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۹۴ - ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن کو...

1

ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن کو

هر چند پر فشانیم پرواز آن چمن کو

2

از شمع بزم مقصود نی شعله ای ست نی دود

باید پری به هم سود پروانه سوختن کو

3

ما را برون آن در پا در هوا خروشی ست

آنجاکه خلوت اوست امکان یاد من کو

4

چندی به قید هستی مفت است رقص و مستی

هر گه قفس شکستی اشغال پر زدن کو

5

افسانه گرم دارد هنگامه توهم

از بوی یوسف امروز جز حرف پیرهن کو

6

خلقی به وهم هستی نامحرم عدم ماند

هر حرف کز لبش جست نالید کان دهن کو

7

صورت پرستی از خلق برد امتیاز معنی

هر چند کعبه سنگ است تسکین برهمن کو

8

آیینه داری وهم برق افکن شعور است

از شمع اگر بپرسی می کند انجمن کو

9

عمر و شرار یکسر محمل کش وداعند

ای برقتاز فرصت جز رفتن آمدن کو

10

سر رشته ای ندارد پیچ و خم تعلق

از طره ام نشان ده تا گویمت شکن کو

11

تسکین هر غباری بر دامنی نوشتند

آواره گرد یاسم یارب نصیب من کو

12

بید ل لباس هستی تاکی شود حجابت

ای غره تعین آن خرقه کهن کو

متن شعر کپی شد.