کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۰۶ - تا به شوخی نکشد زمزمه ساز نگاه...

1

تا به شوخی نکشد زمزمه ساز نگاه

مردمک شد ز ازل سرمه آواز نگاه

2

در تماشای توام رنگ اثر باختن است

همچو چشمم همه تن گرد تک و تاز نگاه

3

گر همه آب بود آینه بینایی کو

نرسد اشک به کیفیت انداز نگاه

4

دیگر از عاقبت تشنه دیدار مپرس

هست از خویش برون تاختن ناز نگاه

5

همچو شمعی که کند دود پس از خاموشی

حسرتت زمزمه ای می کشد از ساز نگاه

6

طوبی از سایه ناز مژه ام می بالد

چقدر سرو توام کرده سرافراز نگاه

7

مشق جمعیت دل قدرت دیگر دارد

بر فسلک نیز نلغزید رسن باز نگاه

8

غم اسباب تعلق نکشد صاحب دل

مژه صیقل نزند آینه پرداز نگاه

9

گرد غفلت مشکافید که در عرصه رنگ

بی نشانی ست خطای قدرانداز نگاه

10

چون شرارم چقدر محمل ناز آراید

یک تپش گرد دل و یک مژه پرواز نگاه

11

بیدل از نور نظر صافی دل مستغنی ست

کسب بینش نکند آینه ناز نگاه

متن شعر کپی شد.