کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۱۱ - به دست تیغ تو تا خون من حنا بسته...

1

به دست تیغ تو تا خون من حنا بسته

به حیرتم که عجب خویش را بجا بسته

2

چه سان به روی تو مرغ نظر کند پرواز

که حیرت از مژه اش رشته ها به پا بسته

3

به دل ز شوق وصالت صد آرزو دارم

ولی ادب ره تقریر مدعا بسته

4

فراق بیگنهم کشت و نقد داغ خطا

به گردن دل خون گشته خون بها بسته

5

ز جیب ناز خطش سر برون نمی آرد

که عقد عهد به خلوتگه حیا بسته

6

چو شمع تا به فنا هیچ جا نیاسایم

مرا سریست که احرام بوریا بسته

7

تن از بساط حریرم چگونه بندد طرف

که دل به سلسله نقش بوربا بسته

8

بهار بوسه به پای تو داد و خون گردید

نگه تصور رنگینی حنا بسته

9

به وادی طلب نارسایی عجزیم

که هرکه رفته زخود خویش را به ما بسته

10

کدام نقش که گردون نبست بی ستمش

دلی شکسته اگر صورت صدا بسته

11

مگر ز زلف تو دارد طریق بست و گشاد

که بیدل اینهمه مضمون دلگشا بسته

متن شعر کپی شد.