کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۲۷ - زد عرق پیمانه حسنی ساغر اندر آینه...

1

زد عرق پیمانه حسنی ساغر اندر آینه

کرد توفانها بهشت و کوثر اندر آینه

2

جلوه او هرکجا تیغ تغافل آب داد

خون حیرت ریخت جوش جوهر اندر آینه

3

عالم آب است امشب دل بهاد نرگسش

شیشه ها دارد خیال ساغر اندر آینه

4

دل به نیرنگ خیالی بسته ایم و چاره نیست

ما کباب دلبریم و دلبر اندر آینه

5

آنچه از اسباب امکان دیده ای وهمست و بس

نیست جز تمثال چیزی دیگر اندر آینه

6

دامن دل گرد کلفت بر نتابد بیش ازین

ای نفس تا چند می دزدی سر اندر آینه

7

طبع روشن فارغ است از فکر غفلتهای خلق

نیست ظاهر معنی گوش کر اندر آینه

8

در خیال آباد دل از هر طرف خواهی درآ

ره ندارد نسبت بام و در اندر آینه

9

گرد تمثالم ولی از سرگرانیهای وهم

بایدم کردن چو حیرت لنگر اندر آینه

10

صحبت روشندلان اکسیر اقبال است و بس

آب پیدا می کند خاکستر اندر آینه

11

جبهه ای داری جدا مپسند از ان نقش قدم

جای این عکس است بیدل خوشتر اندر آینه

متن شعر کپی شد.