کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۳۷ - چون صبح دارم از چمنی رنگ جسته ای...

1

چون صبح دارم از چمنی رنگ جسته ای

گرد شکسته ای به هوا نقش بسته ای

2

گل کرده ای ز مصرع برجسته نفس

یک سکته در دماغ تامل نشسته ای

3

خون می خورم ز درد دل و دم نمی زنم

ترسم بنالد آبله در پا شکسته ای

4

چون من ندارد آینه دار بساط رنگ

شیرازه مژه به تحیر گسسته ای

5

نی گرد محملی ست درین دشت و نی جرس

می بالد از هوس دل بیداد خسته ای

6

گردون چه جامها که به گردش نداشته ست

بر دستگاه شیشه گردن شکسته ای

7

آشفتگی به هیات ما می خورد قسم

کم بسته روزگار به این رنگ دسته ای

8

صیاد پرفشانی اوقات فرصتم

نخجیرهاست هر نفس از خویش رسته ای

9

بیدل نمی توان همه دم زیر آسمان

سرکوفتن به هاون گم کرده دسته ای

متن شعر کپی شد.