کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۴۱ - گر همه رفتی چو ماه از چرخ برتر سجده ای...

1

گر همه رفتی چو ماه از چرخ برتر سجده ای

تا ز پیشانی اثر داری برآن در سجده ای

2

بندگی را در عدم هم چاره نتوان یافتن

خاک اگرکشتی همان از پای تا سر سجده ای

3

لوح اظهار اینقدر تهمت نقوش عاجزی ست

ای همه معنی به جرم خط مسطر سجده ای

4

دام تکلیف نیاز توست هرجا منزلی ست

یعنی از دیر و حرم تاکوی دلبر سجده ای

5

تا نگردد جبهه فرش آشیان نیستی

چون نماز غافلان سیلی خور هر سجده ای

6

ناله داری سرکشی کن از طلسم خود برآ

ای نمازت ننگ غفلت بر مکرر سجده ای

7

خاک گردیدی و از وضعت پریشانی نرفت

جمع شو از آب گردیدن که ابتر سجده ای

8

در ضعیفی رشته ساز رعونت بیصداست

از رگ گردن غباری نیست تا در سجده ای

9

اوج عزت زیردست پایه عجز است و بس

سرنوشت جبهه نیکان شدی گر سجده ای

10

بی نیازیها جبین می مالد اینجا بر زمین

ای ز خود غافل نگاهی تا چه جوهر سجده ای

11

هم ز وضع اشک خود بیدل غبار خویش گیر

کزگریبان تا برون آورده ای سر سجده ای

متن شعر کپی شد.