کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۵۱ - داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغله ای...

1

داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغله ای

دسترنج کس نشود مزد پای آبله ای

2

شب خیال آن نگهم گفت نکته ها که کنون

صدفغان ادا نکند شکر سرمه سا کله ای

3

غوطه در محیط زند تا حباب باده کشد

در شکست ساغر دل خفته است حوصله ای

4

محمل ثبات قدم دارد آب و دانه بهم

شمع تا عدم نکند فکر زاد و راحله ای

5

نیست ز انقلاب نفس عافیت مسلم کس

در زمین عبرت ما ریشه کرد زلزله ای

6

نیست امتداد نفس بگذر از تامل و بس

بر وجود ما ز عدم خط کشید فاصله ای

7

چرخ تیغ زن بفسان خاک بارکرده دهان

هر طرف نظر فکنی فتنه زاست حامله ا ی

8

ناقه بی صدای جرس نی سراغ پیش و نه پس

می رود به دوش نفس باد برده قافله ای

9

بیدل این کلام متین پیش کس مزن به زمین

دارد آن لب شکرین گوهر آفرین صله ای

متن شعر کپی شد.