کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۵۳ - ای لعبت تحیر! نور چه آفتابی...

1

ای لعبت تحیر! نور چه آفتابی

تا غافلی جمالی چون بنگری نقابی

2

هنگامه خموشت چندین کتاب دارد

یک حرف و صد بیانی یک شخص و صد خطابی

3

آزادی و تعلق فرصت شمار شوقت

بوی سبک عنانی رنگ گران رکابی

4

آیینه تعین حکم حباب دارد

از یک عرق محیطی وز یک نفس سرابی

5

دل معنی غریبی است چشمی گشا و دریاب

یک نقطه واری اما صد دفتر انتخابی

6

حیرت خیال پیماست عبرت قیامت آراست

اینجا پر و تهی چیست پیمانه حبابی

7

دانش اگر کمال است فهم خودت محال است

دل غرق انفعال است یونان زیر آبی

8

افتاده است حیرت در عالم خیالات

فرش بساط وهمی ، نی مخملی و خوابی

9

خواهی به عجز و تسلیم خواهی به ناز و مستی

بر هر چه خواهی افزود صفر عدم حسابی

10

تدبیر علم و دانش تمهید نارساییست

سر کو تهی نخواهی این رشته بر نتابی

11

بیدل که داد اینجا آگاهی از تو ما را

ما عالم جنونیم ، تو مجلس شرابی

متن شعر کپی شد.