کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۵۴ - عرق ربز خجالت می گدازد سعی بیتابی...

1

عرق ربز خجالت می گدازد سعی بیتابی

ندارم مزرع امید اما می دهم آبی

2

درین دریا به کام آرزو نتوان رسید آسان

مه اینجا بعد سالی می کشد ماهی به قلابی

3

خجالت هم ز ابرام طبیعت برنمی آید

حیا را کرد غواص عرق مطلوب نایابی

4

گهی فکر تعین گاه هستی می کنم انشا

سر و کارم به تعبیر است گویا دیده ام خوابی

5

خم تسلیم ، قرب راحت جاوید می باشد

به ذوق سجده سر دزدیده ام در کنج محرابی

6

قناعت پرور این گرد خوانیم از ضعیفیها

غنیمت می شمارد رشته ما خوردن تابی

7

ز فکر خودگریزان رفت خلق نارسا فطرت

بر ناآشنا سیر گریبان بود گردابی

8

تلاش حرص هم سرمایه مقدور می خواهد

دماغ ما ز خشکی داغ شد، ای دردسر خوابی

9

برو درکربلا دیگر مپرس از رمز استغنا

شهید ناز او از تیغ می خواهد دم آبی

10

نوایی گل نکرد از پرده ساز نفس بیدل

ز هستی بگسلم شاید رسد تاری به مضرابی

متن شعر کپی شد.