کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۵۶ - رفتی چو می از ساغر و دیگر ننشستی...

1

رفتی چو می از ساغر و دیگر ننشستی

ای اشک دمی بر مژه تر ننشستی

2

جان سختی حرص اینهمه مقدور که باشد

زد بر کمرت بار دل این در ننشستی

3

نامحرمی عافیتت طرفه جنون داشت

پرواز هم افسرد و ته پر ننشستی

4

ای قطره دماغت نکشد ننگ فسردن

خوشباش که بر مسند گوهر ننشستی

5

چون آتش ازین جاه که خاکست مآلش

گو شعله نبالیدی و اخگر ننشستی

6

ای سایه چنین پهن که چیده ست بساطت

آخر تو ز خاک آنهمه برتر ننشستی

7

بر مسند اقبال که جز نام ندارد

چون نقش نگین یکدوعرق ننشتی

8

عالم همه افسانه تکلیف صداع است

آه ازتو درین مجلس اگر بر ننشستی

9

ناراستی از جاده فهمت به در انداخت

بودی خط تحقیق و به مسطر ننشستی

10

گر مفلسی و شهرت جاهیست ضرورت

تشهیر کمی نیست که بر خر ننشستی

11

بیدل همه تن حلقه شدی لیک چه حاصل

در خاک نشستی و بر آن در ننشستی

متن شعر کپی شد.