کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۹۱ - ای سعی نگون ، زین دشت ، در سر چه هوا داری...

1

ای سعی نگون ، زین دشت ، در سر چه هوا داری

کز یک دو تپش با خاک چون آبله همواری

2

صد عشق و هوس داریم، صد دام و قفس داریم

تا نیم نفس داریم کم نیست گرفتاری

3

پوشیدن اسرارست ای شخص حباب اینجا

عریانی دیگر نیست گر جامه فرود آری

4

غمازی اگر ننگست باید مژه پوشیدن

بیرنگ نمی آید از آینه ستاری

5

در غیبت نیک و بد نقدست مکافاتت

آخر به چه روی است این کز پشت برون آری

6

آگاهی و جهل از ما تمییز نمی خواهد

بی چشمی مژگانیم کو خواب و چه بیداری

7

در مرکز تسلیم است اقبال بلندیها

سر بر فلکم اما از آبله دستاری

8

ما ذره موهومیم اما چه توان کردن

تشویش کمی ها هم کم نیست ز بسیاری

9

فریاد ز افلاسم کاری نگشود آخر

بی ناخنی ام خون کرد از خجلت سرخاری

10

پرهیز میسر نیست از مخترع اوهام

چون چشم بتان عام است بیدادی و بیماری

11

بار نفس بیدل بر دوش دل افتاده ست

دل این همه سنگین نیست وقتست که برداری

متن شعر کپی شد.