کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۹۲ - به جلوه تو نگه را ز حیرت اظهاری...

1

به جلوه تو نگه را ز حیرت اظهاری

ببالد از مژه انگشتهای زنهاری

2

چوگردباد اسیران حلقه زلفت

کشند محمل پرواز برگرفتاری

3

نگه ز پرده آن چشم ناتوان پیداست

به رنگ شخص اجل در لباس بیماری

4

زبان خار ندانم چه گفت درگوشش

که چشم از آبله ام برد سیل خونباری

5

چه ممکنست دل ازگریه ام بجا ماند

ز سنگ نیز نیاید در آب خودداری

6

دلیل عافیت شمع عرض زنهارست

تو نیز جز به سرانگشت گام نشماری

7

گهر ز سنگدلی بار خاطر دریاست

به روی آب نشین چون کف از سبکباری

8

نظر به خاک ره انتظار دوخته ام

بس است مردمک چشم دام بیداری

9

به آن مراتب عجزم که همچو نقش قدم

کند بنای مرا سایه سقف و دیواری

10

در آن بساط که من مرکز فسردگی ام

رمد ز شعله جواله سعی پرگاری

11

غبار هستی ام اجزای وحشت عنقاست

چها به باد دهی تا مرا بهم آری

12

ز بسکه ساغر بزم ادب زدم بیدل

چو شمع ناله گره گشت وکرد منقاری

متن شعر کپی شد.