کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۵۶ - مرا هر دم همی گویی که برگو قطعه شیرین...

1

مرا هر دم همی گویی که برگو قطعه شیرین

به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین

2

زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسه

برآرد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین

3

تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدی

که هر جزوت شده ست ای دل چو لب نالان و بوسه چین

4

چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را

تو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین

5

به تلقین گر کنی نیت بپرد مرده در ساعت

کفن گردد بر او اطلس ز گورش بردمد نسرین

6

بکن پی مرکب تن را دلا چون تو نیاسایی

چه آسایی از آن مرکب که لنگ است او ز علیین

7

بکن پی اشتری را کو نیاید در پیت هرگز

به خارستان همی گردد که خار افتاد او را تین

8

چو او را پی کنی در دم چو کشتی ره رود بی پا

ز موج بحر بی پایان نبرد بادبان دین

متن شعر کپی شد.