کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۶۲ - برداشتن دل ز جهان کرد گرانی...

1

برداشتن دل ز جهان کرد گرانی

کز پیری ام آخر به خم افتاد جوانی

2

مهمیز رمی نیست چوتکلیف تعلق

نامت نجهد تا به نگینش ننشانی

3

ای بیخبر از ننگ سبکروحی عنقا

تا نام تو خفت کش یادی ست گرانی

4

سر پنجه تسخیر جهانت به چه ارزد

دست تو همان ست کشه دامن نفشانی

5

بر هرکه مدد کرده ای از عالم ایثار

نامش به زبان گر ببری بازستانی

6

سطر نفس و قید تٲمل چه خیال است

هر چند بمیری که تواش سکته نخوانی

7

هر جات بپرسند ز تمثال حقیقت

باید نسب حرف به آیینه رسانی

8

آب است تغافل به دم تیغ غرورش

یارب که ز خونم نکند قطع روانی

9

تحقیق تو خورشید و جهان جمله دلایل

پیداست چه مقدار عیانی که نهانی

10

هرکس به حیال دگر از وصل تو شادست

هنگامه کنج دهن و موی میانی

11

کیفیت آن دست نگارین اگر این است

طاووس کند گل مگسی را که برانی

12

ای موج گهر آب شو از ننگ فسردن

رفتند رفیقان و تو در ضبط عنانی

13

بیدل اثر نشئه نظم تو بلندست

امید که خود را به دماغی برسانی

متن شعر کپی شد.