کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۸۰ - ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی...

1

ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی

زبانها داشت تا مژگان مبارک باد قربانی

2

مراد کشتگان هم از تو آسان برنمی آید

به یاد عید تا آید به یادت یاد قربانی

3

تحیر انتقام یک جهان وحشت کشید از من

ندارد حاجت دامی دگر صیاد قربانی

4

ز حیرت پا زدم نقش نگارستان امکان را

به مژگانم بنازد خامه بهزاد قربانی

5

هنوز از چشم حیرانم سفیدی می کند توفان

کف ازجوش تسلی می کشد بنیاد قربانی

6

تحیر نسخه ها شسته ست در چشم سفید من

همین یک صفحه دارد جزو استعداد قربانی

7

سواد حیرتی روشن کنید از مشق تسلیمم

نشست سجده طرزی دارد از استاد قربانی

8

چه دیر و کعبه هر جا می روم خونی بحل دارم

مروت خاک شد تاکرد عشق ایجاد قربانی

9

کسی از عهده دیدار قاتل بر نمی آید

کبابم از نگاه هر چه باداباد قربانی

10

ز چشم بی نگه اجزای هستی مهرکن بیدل

ندارد انتخاب ما بغیر از صاد قربانی

متن شعر کپی شد.