کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۹۶ - ما را نه غروری ست نه فری نه کلاهی...

1

ما را نه غروری ست نه فری نه کلاهی

خاکیم به زیر قدم خویش نگاهی

2

آنجا که قناعت کند ایجاد تسلی

گرم است سرکوه به زیر پرکاهی

3

بر دولت بیدار ننازم چه خیال ست

خوابیده بهم بخت من و چشم سیاهی

4

بر صد چمن هستی ام افسانه نازست

خواب عدم و سایه مژگان گیاهی

5

از برده دل تا چه کشد سعی تامل

چون خامه زنالم رسنی هشته به چاهی

6

یا رب تو تن آسانی جهدم نپسندی

می خواندم افسون نفس سوخته گاهی

7

زبن دشت سبکتازی فرصت ندمانید

گردی که توان بست به پیشانی آهی

8

آخر چو غبار نفس از هرزه دویها

رفتیم به باد و ننشستیم به راهی

9

گرد تری از جبهه شبنم نتوان برد

در آینه ما عرقی کرده نگاهی

10

بید ل شدم و رستم از اوهام تعین

آیینه شکستن به بغل داشت کلاهی

متن شعر کپی شد.