کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۹۹ - برون تازست حسن بی مثال از گرد پیدایی...

1

برون تازست حسن بی مثال از گرد پیدایی

مخوان بر نشئه نازپری افسون مینایی

2

فریب آب خوردن تا کی از آیینه هستی

دو روزی گو نباشد کشتی تمثال دریایی

3

گوه قتل مشتاقان فسوس قاتلست اینجا

ندارد خون کس رنگی مگر دستی به هم سایی

4

ز اعیان قطع کن افسانه شکر و شکایت را

همان سطریست نامفهوم طوماری که نگشایی

5

نگردی از عروج نشئه دیوانگی غافل

خمی دارد فلک هم از کلاه بی سر و پایی

6

جنون عشق توفان می کند در پرده شوقم

گریبان می درد از بند بند نی دم نایی

7

به شوخیهای کثرت سعی وحدت بر نمی آید

چه سازد گر نسازد با خیالی چند تنهایی

8

به تمثالی که در چشمت سر و برگ چمن دارد

ز خود رنگی نمی کاهی که بر آیینه افزایی

9

وداع خودنمایی کن ز ننگ ذرگی مگذر

چوگم گشتی به چشم هرکه آیی آفتاب آیی

10

ازین عبرتسرا گفتم چه بردند آرزومندان

حقیقت محرمان گفتند: داغ ناشناسایی

11

به شغل گفتگو مپسند بیدل کاهش فطرت

به مضراب هوس تاکی چوتارساز فرسایی

متن شعر کپی شد.