کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۰۰ - بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی...

1

بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشایی

به چندین رنگ و بوی خفته مژگانم زند پایی

2

خوشا شور دماغ شوق و گیرودار سودایی

قیامت پرفشان هویی ، جهان آتش فکن هایی

3

ز هر برگ گل این باغ عبرت در نظر دارم

کف افسوس چندین رنگ و بو بر یکدگر سایی

4

جهان پر بیحس است از ساز نیرنگی مشو غافل

هوایی می دمد وهم نفس بر نقش زیبایی

5

طرب کن گر پی محمل کشان صبح برداری

که این گرد جنون دارد تبسم خیمه لیلایی

6

به هر مژگان زدن سر می دهد در عالم آبم

خمستان در بغل اشک قدح کج کرده مینایی

7

به امید گشاد دل نگردی از خطش غافل

پی این مور می باشد کلید قفل صحرایی

8

به هر جا عشق آراید دکان عرض استغنا

سر افلاک اگر باشد نمی ارزد به سودایی

9

خراب جستجوی یکنفس آرام می گردم

شکست دل کنم تعمیر اگر پیدا شود جایی

10

ز جیب عاجزی چون آبله گل کرده ام بیدل

سر خوناب مغزی سایه پرورد کف پایی

متن شعر کپی شد.