کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۰۱ - به نمو سری ندارد گل باغ کبریایی...

1

به نمو سری ندارد گل باغ کبریایی

ندمیده ای به رنگی که بگویمت کجایی

2

پی جستجوی عنقا به کجا توان رساندن

نه سراغ فهم روشن نه چراغ آشنایی

3

ره دشت عشق و آنگه من گشته گم درین ره

به سر چه خار بندم الم برهنه پایی

4

زده آفتاب و انجم به قبول بارگاهت

ز سر بریده بر سرگل طالع آزمایی

5

سر ریشه ام ندانم به کجا قرار گیرم

ته خاک هم نیاسود گل باغ خود نمایی

6

ز شکوه ملک صورت سربرگ و بارم این بس

که ز خاک اهل معنی کنم آبرو گدایی

7

همه تن چو سایه رنگم به صفا چه نسبت من

مگرم زنند صیقل به قبول جبهه سایی

8

من بیخبر کجایم که در دگر گشایم

ز تو آنچه وانمایم تویی آنکه وانمایی

9

ز جهان رمیدم اما نرهیدم آنقدرها

که هنوزهمچو صبحم قفسی ست با رهایی

10

خرد فسرده جولان چه دهد سراغ عرفان

بدرد مگرگریبان ز جنون نارسایی

11

چه شگرف دلربایی ، چه قیامت آشنایی

نه ز ماست عالم تو نه تو از جهان مایی

12

بم و زیر ساز امکان به ادبگه ثنایت

عرقی دمانده بیرون ز جبین تر صدایی

13

به صد انجمن من و ما سرو برگ ماست یکتا

همه موج یک محیطم همه خلق یک خدایی

14

به محیط عشق یارب به چه آبرو ببالیم

چو حباب کرده عریان همه را تنک ردایی

15

ز وصال مهرتابان چه رسد به سایه بیدل

روم از خود و تو گردم که تو درکنارم آیی

متن شعر کپی شد.