غزل · عرفی
غزل شماره ۳۸۲ - کونین مست و باده نابی ندیده کس...
1
کونین مست و باده نابی ندیده کس
سیراب دو عالم و آبی ندیده کس
2
مردند تلخ کام جهانی و هیچ گاه
در جام عشوه زهر عتابی ندیده کس
3
مخمور نیمه مست فراوان بود، فغان
کز جام لطف مست و خرابی ندیده کس
4
دردا که طفل طالع ما یافت تربیت
در عالمی که فصل شبابی ندیده کس
5
در عهد جور لطف تو دست امید را
گیرنده عنان و رکابی ندیده کس
6
فریاد ازین غرور که در صید زیرکان
زان ترک نیم مست شتابی ندیده کس
7
موسی ندیده ور نه به اکرام یک نگاه
صد جلوه کرد حسن و حجابی ندیده کس
8
عرفی در آ به زمره مستان، کزین گروه
آلوده گناه و ثوابی ندیده کس