کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۲ - صنم می گوی و در بتخانه می رقص...

1

صنم می گوی و در بتخانه می رقص

نوایی می زن و مستانه می رقص

2

عجب ذوقی بود در رقص مستی

تو نیز ای باده در پیمانه می رقص

3

بر افشان دست بر ناموس و آن گه

میان محرم و بیگانه می رقص

4

به جان با غیر جانان در میامیز

به تن با عاقل و فرزانه می رقص

5

دل از تمکین شود بی ذوق، زنهار

گهی کودک شو و طفلانه می رقص

6

چو خون در زخم صیدی گشته می جوش

چو دل در سینه پروانه می رقص

7

مشو عرفی رهین باغ و بلبل

به بانگ جغد در ویرانه میرقص

متن شعر کپی شد.