کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۱ - صد مهر می نهم به لب گفت و گوی دل...

1

صد مهر می نهم به لب گفت و گوی دل

تا گرد غم به شکوه نجنبد ز روی دل

2

دامن به سلسبیل نیالاید آن که او

در چشمه سار درد کند شست و شوی دل

3

بگداختیم مرهم و الماس ریختیم

آن بر مراد راحت و این در گلوی دل

4

با صد غم آشناست دلم، دست ازو بدار

ترسم غمی عنان تو گیرد به بوی دل

5

تا چند عمر در غم و اندیشه بگذرد

برداشتیم دست غم از زیر و روی دل

6

عرفی به یک دو جرعه خون، بیخودی نمود

هرگز نخورده بود شراب سبوی دل

متن شعر کپی شد.