غزل · مولوی
غزل شماره ۱۸۷۸ - من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون...
1
من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
آن می کشدم زان سو وین می کشدم زین سون
2
یک گوش به دست این یک گوش به دست آن
این می کشدم بالا وان می کشدم هامون
3
از دست کشاکش من وز چرخ پرآتش من
می گردم و می نالم چون چنبره گردون
4
آن لحظه که بی هوشم ز ایشان برهد گوشم
می غلطم چون شاهان در اطلس و در اکسون
5
من عاشق آن روزم می درم و می دوزم
بر خرقه بی چونی می زن تگلی بی چون