کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۹۴ - گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران...

1

گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران

این سلسله بگذار و کسی را بمشوران

2

در کوچه کوران تو یکی روز گذشتی

افتاد دو صد خارش در دیده کوران

3

در خواب نمودی تو شبی قامت خود را

بر سرو بیفزود ز تو قد قصوران

4

ای آنک تو را جنبش این عشق نبوده ست

حیران شده بر جای تو چون تازه حضوران

5

از لحن عرابی چو شتر بادیه کوبد

زین لحن چه بیگانه ای ای کم ز ستوران

6

عشقا تو سلیمان و سماع است سپاهت

رفتند به سوراخ خود از بیم تو موران

7

شمس الحق تبریز چو خورشید برآید

زیرا که ز خورشید بود جامه عوران

متن شعر کپی شد.