کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۹۵ - بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان...

1

بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان

خوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستان

2

دی عهد نکردی بروم بازبیایم

سوگند نخوردی که بجویم دل مستان

3

گفتی که به بستان بر من چاشت بیایید

رفتی تو سحرگاه و ببستی در بستان

4

ای عشوه تو گرمتر از باد تموزی

وی چهره تو خوبتر از روی گلستان

5

دانی که دغل از چو تو یاری به چه ماند

در عین تموزی بجهد برق زمستان

6

گر زانک تو را عشوه دهد کس گله کم کن

صد شعبده کردی تو یکی شعبده بستان

7

بر وعده مکن صبر که گر صبر نبودی

هرگز نرسیدی مدد از نیست بهستان

8

ور نه بکنم غمز و بگویم که سبب چیست

زان سان که تو اقرار کنی که سبب است آن

متن شعر کپی شد.