کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۹۹ - دل خون خواره را یک باره بستان...

1

دل خون خواره را یک باره بستان

ز غم صدپاره شد یک پاره بستان

2

بکن جان مرا امروز چاره

وگر نی جان از این بیچاره بستان

3

همه شب دوش می گفتم خدایا

که داد من از آن خون خواره بستان

4

دل سنگین او چون ریخت خونم

تو خون من ز سنگ خاره بستان

5

به دست دل فرستادم دو سه خط

یکی خط را از آن آواره بستان

6

در آن خط صورت و اشکال عشق است

برای عبرت و نظاره بستان

7

دلم با عشق هم استاره افتاد

نخواهی جرم از استاره بستان

متن شعر کپی شد.