کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶ - از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما را...

1

از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما را

که روزی چند نشناسیم ما کس را و کس ما را

2

ز دست ما اگر پابوس خوبان بر نمی آید

همین دولت که: خاک پای ایشانیم بس ما را

3

به راه محمل جانان چنان بی خود نیم امشب

که هوش رفته باز آید به فریاد جرس ما را

4

به آب چشم ما پرورده شد خار و خس کویش

ولی گل های حسرت می دمد زان خار و خس ما را

5

گر از دل هر نفس این آه عالم سوز برخیزد

کسی دیگر نخواهد ساخت با خود هم نفس ما را

6

ز دست ما کشیدی طره و صد جا گره بستی

که کوته گردد و دیگر نباشد دسترس ما را

7

هلالی، روزگاری شد که دور از گلشن رویش

فلک دل تنگ می دارد چو مرغان قفس ما را

متن شعر کپی شد.