کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹ - من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را...

1

من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را

گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را

2

افتاده بر خاک درت، خوش آن که آیی بر سرم

تو زیر پا بینی و من بالای سر بینم تو را

3

یک بار بینم روی تو دل را چه سان تسکین دهم؟

تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم تو را

4

از دیدنت بیخود شدم، بنشین به بالینم دمی

تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را

5

گفتی که هر کس یک نظر بیند مرا جان می دهد

من هم به جان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را

6

صد بار آیم سوی تو، تا آشنا کردی به من

هر بار از بار دگر بیگانه تر بینم تو را

7

تا کی هلالی را چنین زین ماه میداری جدا؟

یا رب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم تو را

متن شعر کپی شد.