غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۱۲ - من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟...
1
من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
گر مرا دست دهد بوسه زنم پایش را
2
چشم ناپاک بر آن چهره دریغ است، دریغ
دیده پاک من اولیست تماشایش را
3
ناز می بارد از آن سرو سهی سر تا پا
این چه ناز است؟ بنازم قد و بالایش را
4
خواهم از جامه جان خلعت آن سرو روان
تا در آغوئش کشم قامت رعنایش را
5
جای او دیده خونبار شد، ای اشک، برو
هر دم از خون دل آغشته مکن جایش را
6
هیچ کس دل به خریداری یاری ندهد
که به هم بر نزند حسن تو سودایش را
7
زان دو لب هست تمنای هلالی سخنی
کاش، گویی که: برآرند تمنایش را