غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۶ - گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را...
1
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
محتسب تا چند در شور اورد می خانه را؟
2
هر کجا شب ها ز سوز خویش گفتم شمه ای
شمع را بگداختم، آتش زدم پروانه را
3
قصه پنهان ما افسانه شد، این هم خوشست
پیش او شاید رفیقی گوید این افسانه را
4
این همه بیگانگی با آشنایان بس نبود؟
کاشنای خویش کردی مردم بیگانه را
5
از هلالی دیگر ای ناصح، خردمندی مجوی
بیش از این تکلیف هشیاری مکن دیوانه را