کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷ - ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را...

1

ای شوخ، مکش عاشق خونین جگری را

شوخی مکن، انگار که کشتی دگری را

2

خواهی که ز هر سو نظری سوی تو باشد

زنهار! مرنجان دل صاحب نظری را

3

زین پیر فلک هیچ کسی یاد ندارد

ای تازه جوان، همچو تو زیبا پسری را

4

روزی که در وصل به رویم بگشایی

از عالم بالا بگشایند دری را

5

سر خاک شده از سجده آن کافر بدکیش

تا چند پرستم ز خدا بی خبری را؟

6

از گوشه میخانه برون آی، هلالی

شاید که ببینم بت جلوه گری را

متن شعر کپی شد.