غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۸ - دیدیم ز یاران وفادار بسی را...
1
دیدیم ز یاران وفادار بسی را
لیکن چو سگان تو ندیدیم کسی را
2
قطع هوس و ترک هوی کن، که درین راه
چندان اثری نیست هوی و هوسی را
3
فریاد که فریاد کشیدیم و ندیدیم
در بادیه عشق تو فریادرسی را
4
تا از لب شیرین، مگسان کام گرفتند
گیرند به از خیل ملایک مگسی را
5
گر از نظر افتاد رقیبت عجبی نیست
در دیده خود ره نتوان داد خسی را
6
پیش سگش این آه و فقان چیست هلالی؟
از خود مکن آزرده چنین هم نفسی را