کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹ - بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را...

1

بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را

بر آورد از سر نو بر سپهر حسن ماهی را

2

معاذالله! اگر می کاست یک جو خرمن حسنش

به باد نیستی می داد هر برگ گیاهی را

3

چو پا برداشتی، ای نرگس رعنا، به غمازی

قدم آهسته نه، دیگر مرنجان خاک راهی را

4

به شکر آن که شاه مسند حسنی، به صد عزت

مران از خاک راه خود به خواری دادخواهی را

5

چو بیمارند چشمان تو خون کم می توان کردن

چرا هر لحظه می ریزند خون بی گناهی را؟

6

سپهی سرو ریاض حسن چون سر سبز و خرم شد

چه نقصان گر خزان پژمرده می سازد گیاهی را؟

7

هلالی را فدای آن شه خوبان کن، ای گردون

چرا بی تاب می داری مه انجم سپاهی را؟

متن شعر کپی شد.