کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴ - من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها...

1

من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها

وز آرزوی هر گلی در سینه دارم خارها

2

گر بی تو بگشایم نظر بر جانب گلزارها

از خار در چشمم فتد گلها و از گل خارها

3

دی خوب بودی در نظر، امروز از آن هم خوب تر

خوبند خوبان دگر، اما نه این مقدارها

4

تو با فد افراخته، ره سوی باغ انداخته

سرو از خجالت ساخته جا در پس دیوارها

5

مصر ملاحت جای تو ، در چارسو غوغای تو

تو یوسف و سودای تو سود همه بازارها

6

سر در رهت بنهاده ام، دل در هوایت داده ام

من تازه کار افتاده ام، کار منست این کارها

7

هر دم به جستجوی تو صد بار آیم سوی تو

هر بار پیش روی تو خواهم که میرم بارها

8

من، همچو چنگ ار عربده، در سینه صد ناخن زده

صد ناله زار آمده، از هر رگم چون تارها

9

می نوش بر طرف چمن، نظاره کن بر یاسمن

تا من به کام خویشتن بینم در آن رخسارها

10

ای محرم زار نهان، در پند من بگشا زبان

کز نام و ناموس جهان، دارد هلالی عارها

متن شعر کپی شد.