کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶ - دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی ها...

1

دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی ها

خوشا! آن دردمندی های عشق و نامرادی ها

2

من و مجنون دو مدهوشیم سرگردان به هر وادی

ببین کاخر جنون انداخت ما را در چه وادی ها

3

دل من جا گرفت از اعتقاد پاک در کویش

بلی، آخر به جایی می کشد پاک اعتقادی ها

4

چو عمر خود ندارم اعتمادی بر وفای تو

چه عمر است این که من دارم بر او خوش اعتمادی ها

5

به خون دل سواد دیده را شستم، زهی حسرت!

که از خطت مرا محروم کرد این بی سوادی ها

6

چو گم کردم دل خود را چه سود از ناله و افغان

که نتوان یافت این گم گشته را با این منادی ها

7

هلالی، دیگران از وصل او شادند و من غمگین

خوش آن روزی که من هم داشتم از این گونه شادی ها

متن شعر کپی شد.