کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱ - من به کویت عاشق زار و دل غمگین و غریب...

1

من به کویت عاشق زار و دل غمگین و غریب

چون زید بیچاره عاشق؟ چون کند مسکین غریب؟

2

پرشس حال غریبان رسم و آیینست لیک

هست در شهر شما این رسم و این آیین غریب

3

وقت دشنامم به شکرخنده لب بگشا که هست

در میان تلخ گفتن خنده شیرین غریب

4

سر ز بالین غریبی بر ندارد تا به حشر

گر طبیبی چون تو یابد بر سر بالین غریب

5

بس که باشد شاد هر کس با رفیقان در وطن

رو به دیوار غم آرد خسته غمگین غریب

6

بر سر کویت هلالی بس غریب و بی کسست

آخر ای شاه غریبان لزف کن بر این غریب

متن شعر کپی شد.