غزل · مولوی
غزل شماره ۱۹۱۳ - به باغ آییم فردا جمله یاران...
1
به باغ آییم فردا جمله یاران
همه یاران همدل همچو باران
2
صلا گفتیم فردا روز باغ است
صلای عاشقان و حق گزاران
3
در آن باغ بتان و بت پرستان
هزاران در هزاران در هزاران
4
همه شادان و دست انداز و خندان
همه شاهان عشق و تاجداران
5
به زیر هر درختی ماه رویی
زهی خوبان زهی سیمین عذاران
6
یکی جوقی پیاده همچو سبزه
دگر جوقی چو شاخ گل سواران
7
نبینی سبزه را با گل حسودی
نباشد مست آن می را خماران