کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

مخمس بر غزل سعدی

1

ای گل، همه وقت این گل رخسار نماند

وقتی رسد آخر که بجز خار نماند

2

تاراج خزان آید و گلزار نماند

این تازگی حسن تو بسیار نماند

3

دایم گل رخسار تو بر بار نماند

4

دیدار تو نیک و همه کس طالب دیدار

تو یوسف مصری و همه شهر خریدار

5

سودای تو دارند همه بر سر بازار

بازار تو را هست خریداری بسیار

6

من صبر کنم تا که خریدار نماند

7

دادست خدا حسن و جمال از همه پیش ت

این سرکشی و ناز بود از همه بیش ت

8

هرچند که هستند ز بیگانه و خویشت

بسیار غلامان کمربسته به پیشت

9

روزی شود ای دوست که دیار نماند

10

ای کافر پرعشوه و ای دلبر طناز

یک چشم زدن و انکنی چشم خود از ناز

11

هر لحظه کنی عشوه و ناز دگر آغاز

تا چند کنی ناز؟ که تا چشم کنی باز

12

از عشق من و حسن تو آثار نماند

13

تا چند به خون ریز هلالی شده ای تیز؟

از عشق بیندیش و ز آزار بپرهیز

14

شوخی مکن و تند مشو، عشوه مینگیز

مشکن دل سعدی، که ازین باغ دلاویز

15

چون گل برود جز الم خار نماند

متن شعر کپی شد.