کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۲۸ - جواب دادن کمان به تیر و صلح کردن

1

چون کمان این سخن شنید از تیر

بر دلش زخم ها رسید از تیر

2

گفت تا کی شکست پیری من؟

بگذر از طعن گوشه گیری من

3

که تو هم بعد از آن که پیر شوی

بشکنی زود و گوشه گیر شوی

4

خویش را بر فلک مبر چندین

به پر دیگران مپر چندین

5

تو ز پهلوی من شکار کنی

کارفرما منم، تو کارکنی

6

بر سر فتنه دیده اند تو را

اره بر سر کشده اند تو را

7

تیز ماری و راست چون کژدم

همه را نیش می زنی از دم

8

هر طرف کز ستیز می گذری

میزنی نیش و تیز می گذری

9

بارها بر نشانه جا کردی

باز کج رفتی و خطا کردی

10

اهل عالم تو را از آن سازند

که بگیرند و دورت اندازند

11

چون تو را شاه می کند پرتاب

تو چرا می شوی ز من در تاب؟

12

تیر چون راست یافت قول کمان

صلح کرد وز جنگ تافت عنان

13

باز عقد موافقت بستند

به هم از روی مهر پیوستند

14

هیچ کاری ز صلح بهتر نیست

بدتر از جنگ کار دیگر نیست

15

صلح باشد طریق اهل فلاح

زان جهت گفته اند صلح و صلاح

متن شعر کپی شد.