غزل · مولوی
غزل شماره ۱۹۱۹ - عشق است بر آسمان پریدن...
1
عشق است بر آسمان پریدن
صد پرده به هر نفس دریدن
2
اول نفس از نفس گسستن
اول قدم از قدم بریدن
3
نادیده گرفتن این جهان را
مر دیده خویش را بدیدن
4
گفتم که دلا مبارکت باد
در حلقه عاشقان رسیدن
5
ز آن سوی نظر نظاره کردن
در کوچه سینه ها دویدن
6
ای دل ز کجا رسید این دم
ای دل ز کجاست این طپیدن
7
ای مرغ بگو زبان مرغان
من دانم رمز تو شنیدن
8
دل گفت به کار خانه بودم
تا خانه آب و گل پریدن
9
از خانه صنع می پریدم
تا خانه صنع آفریدن
10
چون پای نماند می کشیدند
چون گویم صورت کشیدم