کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۲۱ - ای ساقی و دستگیر مستان...

1

ای ساقی و دستگیر مستان

دل را ز وفای مست مستان

2

ای ساقی تشنگان مخمور

بس تشنه شدند می پرستان

3

از دست به دست می روان کن

بر دست مگیر مکر و دستان

4

سررشته نیستی به ما ده

در حسرت نیستند هستان

5

چون قیصر ما به قیصریه ست

ما را منشان به آبلستان

6

هر جا که می است بزم آن جاست

هر جا که وی است نک گلستان

7

یک جام برآر همچو خورشید

عالی کن از آن نهال پستان

8

دیدار حق است مومنان را

خوارزم نبیند و دهستان

9

منکر ز برای چشم زخمت

همچو سر خر میان بستان

10

گر در دل او نمی نشیند

خوش در دل ما نشسته است آن

متن شعر کپی شد.