کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵ - تا به شکار رفته ای گشته دلم شکار غم...

1

تا به شکار رفته ای گشته دلم شکار غم

هست مرا ازین سپس طیش فزون و عیش کم

2

گر نه ز محنت زمان شاه شود مرا ضمان

نیست ز بختم این گمان کاو برهاندم ز غم

3

تا پی صید آهوان خنگ ملک بود روان

جان و دلم بود نوان از چه ز آه دم به دم

4

شه به غزال بسته دل من ز هزال خسته دل

او ز خیال رسته دل، من ز ملال بسته دم

5

ای بت شنگ شوخ لب خیز و بسیج کن طلب

تا بجهیم ازین کرب، تا برهیم ازین الم

6

چند قرین ناله ای داغ به دل چو لاله ای

خیزو بده پیاله ای تا برهیم ازین نقم

7

چین بگشا ز گیسوان، تازه کن از طرب روان

چند زنی بر ابروان این همه پیچ و تاب و خم

8

مژده بده که صبحگه شاه جهان رسد ز ره

از قمرش بسر کله وز ملکش به بر خدم

متن شعر کپی شد.